وقتی در زمان ناصر الدین شاه قرارداد ننگین رویتر میان ایران و انگلستان منعقد شد، به قدری مفاد این امتیازنامه ضد ایرانی بود که حیرت دیپلماتهای انگلیسی را هم برانگیخت !

در زمان اهدای امتیاز رویتر به بارون یهودی تبار ژولیوس دو رویتر ، که ساخت هرگونه راه و راه اهن و بهره برداری از معادن ایران و ایجاد کانالهای آبی کشتیرانی یا کشاورزی و ایجاد بانک و هرگونه کمپانی صنعتی در ایران  و استفاده از جنگلهای ایران به مدت 70 سال و استفاده از گمرکات ایران به مدت 25 سال را در اختیار رویتر قرار داد، لرد کرزن  که یکی از دیپلماتهای آن زمان انگلیس بود اعتراف کرد که :

 " این امتیاز، بخشیدن یک پارچه تمامی منابع صنعتی یک کشور است که همانند آن تا به امروز در هیچ مستعمره ای داده نشده است."

اما این تنها نقطه سیاه رابطه ما و انگلیسی ها  نبود. بسیار پیش از ان و پس از ان هم ترکش سیاستهای بهره جویانه انگلیسی ها به پیکره اقتصادی و سیاسی و حیثیتی این سرزمین اصابت کرده است .

...

انگلستان کشوری بود که نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر را در زمان مرحوم مصدق که به منظور واکنش در برابر انتخاب وی به وزارت بود اعمال کرد. همچنین این کشور با سیاستهای ضد ایرانی اش یار وفادار صدام حسین و حمایت همه جانبه از وی در زمان جنگ ویرانگر 8ساله ایران و عراق بود.

به واسطه همین پیشینه سیاه که تا امروز هم ادامه داشته است، ملت هیچ گاه نام پیر استعمار را از حافظه ملی خود پاک نخواهند کرد.

اما دولت ایران چه موضعی در برابر کشوری که هیچ شبهه ای در ضدیتش با ایران نیست، اتخاد کرده است؟

 

تصمیم گری بعد از 32 سال

نزدیک به چند ماه است که بحث قطع رابطه با انگلستان در بین نمایندگان مجلس شنیده می شود. برخی به این اتفاق روی خوش نشان دادند و برخی دیگر هم ان را به صلاح ندانستند. اما نکنه مهم اینجاست که در تعیین تکلیف این تصمیم تنها مجلس اختیاردار نیست و دیگر نهادها همچون وزارت خارجه، وزارت اطلاعات و یا شورای امنیت ملی نیز باید موافقت قاطع خود را در این زمینه اعلام کند.

در کنار همه اینها چگونگی و میزان رابطه تجاری – اقتصادی برای تصمیم گیری های سیاسی در عرصه روابط بین الملل اهمیت بالایی دارد که در ارتباط با انگلیس به گفته وزیر بازرگانی ایران، رابطه تجاری گسترده ای بین ما حاکم نیست و این کشور جزو ده شریک اقتصادی اول ما به حساب نمی آید.

 

 اما سوالی که ذهن بسیاری را در رابطه با این تصمیم مشغول کرده این است که چرا نمایندگان ملت بعد از گذشته 30 سال به یاد قطع رابطه با کشوری گرفتند که هیچ گاه در قالب دوست ظاهر نشد و پروایی از نشان دادن نشانه های دشمنی آشکارخود نداشت؟

اگر ملایمت و خط مشی ملاحظه گرانه میان روابط دیپلماتیک با روسیه می توانست توجیهی همچون دفاع این کشور از ایران در شورای امنیت سازمان ملل داشته باشد، توجیه رابطه با انگلیس چه بود؟!

با توجه به این که ایران و انگلیس هیچ گاه در دوران پس از انقلاب روابطه حسنه ای را در قالب کشورهای دوست با یکدیگر برقرار نکردند و مجموعه تعاملات دیپلماتیک این دو کشور یا خصمانه بود و یا خنثی، با این حساب با گذشت 32سال پس از انقلاب جمهوری اسلامی ، آیا تاکنون هیچ بهانه ای برای قطع یا محدودسازی این روابط وجود نداشت؟

...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در سال 1365 مارگارت تاچر خواهان بهبود روابط میان دو کشور شد که در آذر 59 خواهان محدودسازی آن شده بود.

اما در بهمن 67 مجددا با صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی که نویسنده بریتانیایی بود، روابط دو کشور قطع شد.

 این روند ادامه داشت تا سالهای 77-78 وزرای خارجه دو کشور با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل سخن از بهبود روابط و مبادله سفیر به میان اوردند.

 اما در سال 81 ، زمانی که انگلیس قصد فرستادن سفیر جدید خود دیوید رداوی به ایران را داشت ، روابط دو کشور دوباره رو به تیرگی گذاشت. چون ایران سفیر مذکور را جاسوس می دانست.

 

روابط گرگ و میش ایران و انگلستان تا مرداد 82 ادامه داشت تا انگلیسی ها یک دیپلمات ایرانی را به اتهام بمب گذاری در آرژانتین دستگیر کردند.

ایران پس از این واقعه خواهان خواهان آزادی فوری این دیپلمات  و عذرخواهی انگلستان شد. اما پس از رفتن معاون وزیر خارجه ایران به انگلیس و گفتگو با جک استروا وی در پاسخ به این درخواست ایران گفت که حق دخالت در امور قضایی را ندارد. ایران هم در پاسخ مدتی بعد سفیران خود را از لندن فراخواند.

در سال 83 نیز بریتانیا به همراه المان و فرانسه پیش نویس قطعنامه ای را برای تصویب دیده بانان سازمان ملل اماده کرده بودند که در آن از عدم همکاری ایران با ازانس بین المللی اتمی اظهار تاسف شده بود. البته این قطعنامه به تصویب نرسید.

اما برخی مواضع دولت ایران در قبال بریتانیا در طول این چند سال مورد نکوهش افکار عمومی نیز قرار گرفته بود مانند آزادی 8ملوان انگلیسی که با قایق عای خود در نزدیکی مرز عراق و در ابهای ایران توسط نیروهای ایرانی دستگیر شده بودند.  و سه روز بعد در کمال عزت و احترام ازاد شده و بازگشتند.

 

 اما با این حال رفتارهای سایسی ضد ایرانی انگلیس پایان نداشت.

 در اردیبهشت 84 بود که در رسانه ها خبر از دیدار جک استراو وزیر خارجه وقت انگلیس را با یکی از رهبران گروهک های جدایی طلب خوزستان دادند.

این التهابات در تعامل دو کشور ادامه داشت تا انگلستان فردی  که سازمان دهنده حمله به سفارت ایران در لندن در سال 59 بود را از زندان ازاد کرد . حمله ای که باعث کشته شدن دو دیپلمات ایرانی شده بود.

 موضوع باغ قلهک و مالکیت انگلیس بر آن هم از موضوعاتی بود که در طی سالهای اخیر جنجالهای زیادی را ایجاد کرد. تا جایی که کار را به مجلس شورای اسلامی کشاند  و 162 نماینده در آبان 85 خواهان رسیدگی به این تصرف غیر قانونی شدند. در حالیکه انگلیس ادعای خرید این ملک را در گذشته داشته است.

پس از آن در آذر 85 بود که بلر نخست وزیر انگلیس در سخنان اشکار گفت که موضع کشورش برابر ایران ملایم تر نشده است و در پی آن شورای امنیت قطعنامه ای علیه ایران را تصویب کرد که انگلستان از نویسندگان پیش نویس آن بود.

 

تجاوز به آبهای ایران پس از ازادی قایقرانان باز هم تکرار شد و در فروردین 86 دوباره 15تن از افراد نیروی دریایی انگلیس توسط نیروهای ایرانی بازداشت شدند. البته پس از انکه دولت انگلیس تهدید کرد که تا زمان ازادی این 15 نفر تمام روابط اقتصادی خود را با ایران به حالت تعلیق در می آورد ، مدتی بعد رسانه ها خبر از ازادی افراد مذکور دادند!

    

 

 

 

 

 

 

                                      

 

 

در طول این مدت مجلس عوام انگلیس بارها ایران را از لحاظ تسلیحات اتمی خطرناک توصیف کرد و دولت آن هم خواستار کمک کشورهای حوزه خلیج فارس علیه ایران شد.

در کنار اینها دخالت در امور داخلی ایران به ویژه جریان مربوط به قومیتها نیز توسط انگلیس در برنامه های عادی این کشور جای گرفته ، در مرداد 87 انگلیس بانک ملی ایران را نیز در راستای تحریم همه جانبه ایران به لیست تحریمی ها اضافه کرد.

که البته تحریک همه جانبه اعراب و پافشاری بر احقاق حق انان بر سر موضوع جزایر سه گانه را هم به طرح های لازم الاجرای این کشور ضد ایرانی باید اضافه کرد!

 

تفاوت انگلیس و آمریکا در چیست

اینچنین است کشوری که لقب پیر استعمار در مقابله با ایران براستی برازنده اوست، هیچ گاه از در دوستی با کشور ما وارد نشده و همیشه صراحتا دشمنی خود را ابراز کرده و یاری دهنده دیگر مخالفین  ایران در عرصه های بین المللی بوده، در کارنامه سیاسی خود پس از انقلاب هیچ نقطه امیدوارکننده و روشنی را ایجاد نکرده است.

 اما قطع رابطه با این کشور با وجود همه شباهتهایی که با امریکا دارد ، زمانی که 32 سال از انقلاب می گذرد مطرح شده. انقلابی که اولویت اول موجودیتش مبارزه با هر گونه استعمارگرایی در عرصه بین الملل بود. اما آیا دولتمردان ایرانی استعمارگری زبده تر از برتانیای کبیر سراغ دارند؟

 

این سوال بسیاری از توده ملت و شاید برخی صاحبنظران سایسی است که متاسفانه تا کنون بی پاسخ مانده. اینکه چه تفاوتی میان دو یار جدانشدنی انگلیس و امریکا وجود دارد که جمهوری اسلامی با قاطعیت از آغاز انقلاب تصمیم به قطع رابطه با شیطان بزرگ گرفت اما رابطه اقتصادی – دیپلماتیک خود را با انگلیس همچنان حفظ کرد، مگر در مواقعی که میزان تنش بالا میرفت یا انگلیس خواهان محدود سازی در رابطه میشد ؟

ما امروز در 32 سالگی انقلاب تصمیم گرفته ایم با امریکایی که از روز نخست دشمن بودیم، بر سر میز مذاکره بنشینیم و میزبان ضیافت شام برایش باشیم .

اما رابطه با انگلیسی که از دیرباز دیپلماسی تفرقه و مداخله و ضدیت با ایران در سرلوحه کارش بود، با وجود همه تنش ها حفظ شده بود و امروز نمایندگان مجلس می گویند این خواسته ملت است که ما با انگلیس قطع رابطه کنیم .

غافل از اینکه ملت ایران همیشه حیثیت دیپلماتیک خود را بر دیگر مناسبات ترجیح داده و هیچ گاه خواهان ارتباط همه جانبه با کشورهایی همچون انگلیس و روسیه نیست.  

با همه این اوصاف هنوز معلوم نیست که این اتفاق به وقوع میپیوندد یا با جایگزین هایی همچون کاهش رابطه به جای قطع کامل رابطه، یا محدودسازی از سطح سفیر به کاردار خاتمه می یابد؟

حال که انگلیس از کشورهای تاثیرگذار اتحادیه اروپاست، با این قطع رابطه، تکلیف ارتباط با دیگر اعضای این اتحادیه چه می شود؟ 

در کلامی ساده تر رابطه با انگلیس همچون روسیه است که نفعش بیشتر از ضررش باشد یا زیان های این رابطه بر منفعت آن سنگینی میکند

و جای مصلحت ملی در میان این تصمیم گیری ها کجاست؟